امام حسین(ع) با بخیل رفاقت نکن زیرا او آنچه را که به آن بسیار نیازمند باشی به تو نخواهد داد. یادداشت های معلم

جستجو در وبلاگ:

یادداشت های معلم

6

۱ آذر ۱۳۸۷ - ۱۴:۳۳

● لينک‌های روزانه بايگانی

● لينک‌های ثابت
ارتباط مستقیم با کربلای معلی
محمد حسین شکوهی
فرامرز نبوی
دبیرستان و پیش دانشگاهی شهید بهشتی بوشهر
سازمان آموزش وپرورش استان بوشهر

● لينک‌های ورودی

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۹۶ بازديد
ديروز: ۶۱ بازديد
اين ماه: ۹۶ بازديد
از ابتدا: ۳۰۴۸۷ بازديد
۲۲ مهر ۱۳۸۷ .
اصول و مبانى آموزش مسائل دينى به كودكان و نوجوانان . عمومی

چكيده
روش ها و شيوه هاى آموزش نماز در كودكان و نوجوانان، بر اصولى استوار است كه مهم ترين آن ذكر مى گردد:
«اصل» به معناى بن، ريشه، زيربنا و اساس است. كلمه «اصل» را عرف عامه در مقابل «بدل» و در مقابل «فرع» استعمال مى كند، اما مقصود از اين واژه در اين جا، مفهوم فلسفى آن است كه با معناى «منشأ» و «مصدر» برابر مى شود. علماى تعليم و تربيت نيز از اصول و مبانى تعليم و تربيت چنين برداشتى دارند.
در اين مقاله، سعى شده است اصول و مبانى آموزش نماز در كودكان و نوجوانان از ديدگاه دينى (برگرفته از قرآن، احاديث و روايات ائمّه اطهار(عليهم السلام) و نظريات علماى تعليم و تربيت) به صورت تطبيقى، تبيين و تشريح گردد.
در آموزش و تعليم هر موضوعى، اصول و مبانى ساختار آن موضوع از اهميت ويژه و اساسى برخوردار است.
اصول و مبانى هر علمى به منزله ستون و پايه ساختمان است كه در استحكام و عمر آن نقش اساسى دارد. در علوم گوناگون نيز مانند جامعه شناسى، روان شناسى، تعليم و تربيت، و راهنمايى و مشاوره، اصول و مبانى اين علوم نقش اساسى بر عهده داشته و در واقع، فعاليت ها و روش ها مبتنى بر اصول آن علم است; مثلاً، در راهنمايى و مشاوره، اصول و مبانى اين علم به فعاليت ها، روش ها و فنون مشاور جهت مى دهد و نقش بنيادى و اساسى در فعاليت هاى مشاور ايفا مى كند.
روش ها و شيوه هاى آموزش مسائل دينى (نماز) در كودكان و نوجوانان بر اصولى استوار است كه به ذكر مهم ترين آن ها در اين نوشتار پرداخته شده است.
1 . فطرى بودن مسائل دينى (نماز)
نياز به پرستش و نيايش يكى از نيازهاى اساسى و عميق است كه در عمق روان بشر وجود دارد.
در بررسى تاريخى، اين موضوع ثابت شده است كه پرستش جزئى از وجود و كشش فطرى انسان است. گاهى كه اين ميل و روح پرستش توسط انبيا(عليهم السلام) در مسير صحيحى قرارگرفته، به خداپرستى ختم شده، اما گاهى بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشياى گوناگون مانند سنگ و چوب، ماه، خورشيد، آتش، گاو و پول مورد پرستش قرار گرفته اند.
استاد شهيد علّامه مطهرى(رحمه الله) در اين باره مى فرمايد:
«يكى از پايدارترين و قديمى ترين تجلّيات روح آدمى و يكى از اصيل ترين ابعاد وجود انسان ها حس نيايش و پرستش است. مطالعه آثار زندگى بشر نشان مى دهد هر زمان، هرجا كه بشر وجود داشته است، نيايش و پرستش هم وجود داشته است. چيزى كه هست شكل كار و شخص معبود متفاوت شده است; از نظر شكل، از رقص ها و حركات دسته جمعى موزون هم راه با يك سلسله اذكار و اوراد گرفته تا عالى ترين خضوع ها و خشوع ها.»(1)
همه كودكان به طور فطرى كنجكاو و كاوشگر بوده و به دنبال پاسخ به سؤالات و چراها هستند و ميل به پرستش و نيايش در وجودشان موج مى زند; مثلاً، وقتى بزرگ ترها به آن ها محبت و نوازش مى كنند، ممكن است قادر به تفهيم تشكر و سپاس خويش به آن هانباشند، ولى با پيام هايى كه از طريق چشم و نگاه هاى معصومانه و چهره متبسم به ما مى دهند، تشكر و قدردانى خويش را ابراز مى دارند.
تجربيات و مشاهدات نيز مؤيّد اين مطلب است كه كودكان در تقليد و يادگيرى مفاهيم و مسائل دينى مثل نماز و روزه آمادگى بيش ترى در مقايسه با ديگر رفتارها و موضوعات از خود نشان مى دهند. اين موضوع مؤيّد فطرى بودن خداجويى در كودكان است.
طبق منابع اسلامى، براى ما مسلّم و متقن است كه ميل به پرستش، نيايش، كمال طلبى و حقيقت جويى در كودك، فطرى و درونى است. اين موضوع را شواهد تاريخى (پرستش بت، خورشيد، گاو و ساختن بهترين مكان ها براى معابد) و آيات و روايات تأييد مى كند.
خداوند تبارك و تعالى در قرآن مجيد، مى فرمايد: «فاَقِم وجهَكَ لِلدّينِ حنيفاً فطرتَ اللّهِ الّتي فَطَرالنّاسَ علَيها لا تبديلَ لِخلقِ اللّهِ ذلكَ الدّينُ القَيِّمُ ولكنَ اكثرالناس لا تعلمون» (روم: 30); پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خداست; فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونى نيست، اين است دين مستقيم، ولى بيش تر مردم نمى دانند.
اگر مشاهده مى شود كه گروهى از كودكان و نوجوانان نسبت به مسائل دينى ـ از جمله نماز ـ رغبت و تمايلى از خود نشان نمى دهند، اين مربوط به عوامل محيطى است كه فطرت كودك را از مسير خود منحرف كرده است.
متأسفانه بعضى از والدين به دليل عدم حساسيت و اهميت نسبت به مسائل دينى و گاهى به دليل سخت گيرى ها و آموزش هاى غلط و عدم آشنايى آنان با سيره ائمّه اطهار(عليهم السلام)و روش هاى تربيتى، به گونه اى با كودك رفتار مى كنند كه آنان نسبت به مسائل دينى بى تفاوت، كم رغبت و بعضاً از آن متنفّر مى شوند.
با كمال تأسف، بايد گفت كه بعضى از والدين حساسيت و دقتى كه در امور دنيوى (تغذيه، لباس، درس و مانند آن) فرزندانشان از خود نشان مى دهند در مسائل معنوى و دينى آن ها ندارند. به راستى، اين گروه از والدين مصداق كلام نورانى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)هستند كه مى فرمايد:
«واى بر فرزندان آخرالزمان، از دست پدرانشان!» گفتند: يا رسول الله، منظور شما پدران مشركند؟ فرمود: «خير، بلكه پدران مؤمنى كه واجبات دينى را به فرزندان خود نمى آموزند و اگر آنان خود بخواهند احكام دين را فرا گيرند، ايشان جلوگيرى مى كنند (و حال آن كه) اگر كالايى به دست بياورند از آنان راضى و خوشحال خواهند شد. من از ايشان بيزار و آنان نيز از من بيزارند.»(2) با توجه به اين اصل، كه خداجويى امرى فطرى و درونى است، علماى تعليم و تربيت اسلامى بايد به فكر تهيه و تدوين كتبى باشند كه شيوه هاى صحيح رشد و پرورش اين حس را بر مبناى فطرى بودن آن به والدين آموزش دهد تا آنان به شيوه ها و روش هاى نادرست متوّسل نشوند.

2. اختيارى بودن مسائل دينى (نماز)
انسان به اقتضاى فطرت الهى خود و به دليل آن كه موجودى است چند بعدى و به اعتبار كرامتى كه خداوند براى او مقرّر نموده، موجودى است مختار و كرامت خويش را مى تواند با اختيار خود كسب نمايد. در واقع، از ديدگاه اسلام، انسان موجودى است كه داراى ميل ها و جاذبه هاى معنوى است كه ساير موجودات فاقد آن مى باشند. انسان قادر است در برابر ميل هاى درونى خود ايستادگى كند و فرمان آن ها را اجرا نكند يا به بعضى از آن ها پاسخ گويد و بعضى ديگر را مهار نمايد يا از آن ها در جهتى خاص استفاده كند.
اين توانايى انسان به حكم نيرويى است كه آن را «اراده» مى نامند و تحت فرمان عقل عمل مى كند. اين توانايى بزرگ از مختصات انسان است و براساس اين توانايى است كه انسان يك موجود آزاد، انتخابگر، صاحب اختيار مى باشد.(3)
در قرآن و منابع تعليم و تربيت اسلامى، دلايل متعددى وجود دارد دالّ بر آزادى و اختيار انسان; از جمله آن هاست:
ـ «اِنّا هَديناهُ السَّبيلَ اِمّا شاكراً و اِمّا كفوراً» (انسان: 3); ما راه راست را به او (انسان) نشان داديم; يا شكرگزار خواهد بود يا كفران خواهد ورزيد.
ـ «فَمن شاءَ فليُؤمِن و مَن شاءَ فَليكفر» (كهف: 29); پس هركه مى خواهد ايمان بياورد و هر كه مى خواهد كفر بورزد.
ـ «كلُّ نفس بِما كَسبت رهينة» (مدثر: 38); هر كس در گرو اعمالى است كه آن را كسب كرده.
ـ اين كه انسان مى تواند مشرك باشد يا موّحد دليل بر اختيار اوست.
ـ وجود انبيا(عليهم السلام) و تعليم و تربيت و مسؤول بودن انسان دليل ديگرى است بر مختار بودن او.
در دعوت كودكان و نوجوانان به دين، بايد به گونه اى عمل كنيم كه آن ها احساس آزادى كنند و با توجه به اين موضوع كه انسان فطرتاً خداجوست، با تذكر روش هاى صحيح، اين فطرت را در وجود آنان بيدار نماييم و آن ها را به طرف پذيرش دين سوق دهيم.
پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) نيز با نرم خويى و با زبان ليّن افراد را به دين اسلام دعوت مى كردند. به تجربه نيز ثابت شده است كه با زور و اكراه نمى توان كسى را به راه راست هدايت كرد.
خداوند تعالى مى فرمايد: «اَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النّاسَ حَتّى يَكوُنوا مؤمنين» (يونس: 99); اى رسول! تو كى توانى همه را با جبر و اكراه مؤمن گردانى؟
اگر به مفاد آيه «لا اكراهَ فىِ الدّين، قد تَبيّنَ الرُّشدُ مِن الغَىِّ» (بقره: 256); توجه نماييم، خداوند مى فرمايد: اى پيامبر، وظيفه تو تبيين است. تبيين كردى، ديگر جاى اكراه وجود ندارد.
و يا مى فرمايد: «اِنَّما عليكَ الْبَلاغُ اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرُ» (آل عمران: 20): كار تو فقط ابلاغ است، تو فقط منذر هستى.
بنابراين، نبايد هيچ گاه كودكان و يا نوجوانان را مجبور به دين دارى كنيم يا براى آن كه ديندار شوند، نبايد به آن ها مزاياى زيادى بدهيم. اگر بدون استفاده از اين دو حربه تهديد و تطميع، بتوانيم آن ها را به عقيده اى معتقد كنيم، آن اعتقاد درونى خواهد بود; يعنى اعتقادى كه نه براى جلب منفعت است و نه به دليل ترس از قدرت.(4)
وقتى نوجوان مجبور به دين دارى نشود (و در دوره كودكى، سالم و عارى از انحراف پرورش يافته باشد) و دين به نحو منطقى و در شرايط مناسب به او عرضه گردد، با توجه به اين كه به تفكر انتزاعى رسيده است اگر دلايل و اعتقادات ما محكم و قابل دفاع باشد، دين يا مذهب را خواهد پذيرفت و اين دين دارى او وراثتى يا رياكارانه و هم راه با ناخالصى نخواهد بود، بلكه «دين خالص» خواهد بود و در پى آن، به دستوراتش عمل خواهد كرد.
در دين اسلام، تأكيد فراوان بر اين مطلب مى شود كه اصول دين تقليدى نيست، بلكه فرد بايد با آگاهى و آزادى آن را بپذيرد. بنابراين، بايد تلاش كنيم كه كودك و نوجوان را به طريقى مثبت و ترغيب كننده، به دين دعوت نماييم و از افرادى كه داراى مبناهاى اعتقادى و فكرى قوى هستند در اين زمينه، كمك بگيريم. بايد توجه داشته باشيم كه كودك و به ويژه نوجوان، در مقابل برخوردهاى آمرانه، مقاومت مى كند.(5)
دكتر زهرا مصطفوى نقل مى كند: همسرم به دليل عادت خانوادگى، دخترم را از خواب صبحگاهى بيدار مى كرد و به نماز وامى داشت. امام(رحمه الله)وقتى از اين ماجرا خبردار شدند، برايش پيغام فرستادند كه «چهره شيرين اسلام را به مذاق بچه تلخ نكن.» اين كلام آن چنان مؤثر افتاد و اثر عميقى بر روح و جان دخترم به جاى گذاشت كه بعد از آن خودش سفارش كرد كه براى نماز صبح به موقع بيدارش كنم.(6)
اگر والدين مى خواهند فرزندان آن ها نمازخوان و معتقد بار آيند، سعى كنند اولاً، خودشان عامل به دستورات و تعاليم دينى باشند و به دور از ريا و با خلوص نماز را به پاى دارند و خودشان بدان معتقد باشند.
ثانياً، توجه داشته باشند كه در دوران كودكى، فرزندانشان را با نماز و مجالس و محافل مذهبى مأنوس سازند و سعى كنند كه خاطرات خوشى را در ذهن آنان ايجاد نمايند و از سخت گيرى، اجبار و اكراه آن ها خوددارى ورزند. پدرى كه براى بيدار كردن دختر تازه بالغ خود براى اداى نماز صبح، دستى به گيسوان او مى كشد و با نوازش و محبت او را از خواب شيرين صبحگاهى بيدار مى كند، انجام اين تكليف دينى را با شيرينى محبت پدرانه خويش مى آميزد و عبادت را در كام فرزندش شيرين مى سازد.
ثالثاً، والدين نسبت به مسأله نماز و مسائل اعتقادى هم چون ساير مسائل حساسيت نشان دهند. اگر آن ها به سفارش ها و سيره ائمّه اطهار(عليهم السلام) و بزرگان دين عمل كنند، قطعاً فرزندانى معتقد و با نماز خواهند داشت.

3. آموزش تدريجى مسائل دينى (نماز)
آموزش معارف و مسائل دينى داراى مراتب و درجاتى است و هر مرتبه و درجه اى از آن، اصول و مقتضياتى دارد كه بايد مراعات شود. تفاوت اين مراتب و درجات به دليل تفاوت هاى فردى در رشد استعدادهاى ذهنى و روحى و نيز تفاوت در معلومات و تجربيات و شرايط گوناگون اجتماعى و فرهنگى در متعلّمان است.(7)
بدين روى، بايد مطالب و مفاهيم آموزشى و دينى متناسب با سطح درك و قواى ذهنى و روانى متعلّمان باشد.
والدين و بزرگ سالان نبايد توقّع داشته باشند كه كودك آن ها سريع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن و آموزش آن ها به نماز بايد بر اصل تدريج مبتنى باشد. كودك نبايد يكباره بار سنگينى از وظايف دينى را بر دوش خود احساس كند و خود را به انجام آن موظف بداند. تكاليف سنگين و زودهنگام و خارج از طاقت و توان كودك ممكن است صدمه اى جبران ناپذير بر اعتقادات دينى و مذهبى او وارد آورد.
در تعاليم اسلامى، توصيه هاى فراوانى در زمينه آموزش تدريجى مسائل دينى آمده است. امام جعفر صادق(عليه السلام)مى فرمايند:
«وقتى كودك به سن سه سالگى رسيد، از او بخواهيد كه هفت بار «لا اله الاّ اللّه» بگويد، سپس او را به حال خود واگذاريد تا به سن سه سال و هفت ماه و بيست روز برسد. در اين هنگام، به او آموزش دهيد كه هفت بار بگويد «محمّدرسول اللّه» و سپس تا چهارسالگى او را آزاد بگذاريد. در آن هنگام، از وى بخواهيد كه هفت مرتبه «صلى اللّه عليه و آله» را تكرار نمايد و سپس تا پنج سالگى او را رها كنيد. در اين وقت، اگر كودك دست راست و چپ خود را تشخيص داد، او را در برابر قبله قرار دهيد و سجده را به او بياموزيد و در سن شش سالگى ركوع و سجود و ديگر اجزاى نماز را به او آموزش دهيد. وقتى هفت سال او تمام شد، به او بگوييد دست و صورت خود را بشويد (در مورد وضو نيز به تدريج، وضو گرفتن را به او بياموزيد) سپس به او بگوييد نماز بخواند. آن گاه كودك را به حال خود واگذاريد تا نُه سال او تمام شود... در اين هنگام، وضو گرفتن صحيح را به او بياموزيد و او را به نماز خواندن واداريد.»(8)
در مورد روزه گرفتن نيز به همين صورت است. امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: «ما اهل بيت هنگامى كه كودكانمان به پنج سالگى رسيدند، دستور مى دهيم نماز بخوانند. پس شما كودكان خود را از هفت سالگى به نماز امر كنيد. و ما در هفت سالگى امر مى كنيم به اندازه توانايى شان نصف روز و يا بيش تر و يا كم تر روزه بگيرند و دستور مى دهيم هنگامى كه تشنگى و گرسنگى بر آنان غالب شد، افطار كنند.
اين كار براى آن است كه به روزه گرفتن عادت كنند. پس شما كودكان خود را در نُه سالگى ]در مورد پسران [به اندازه توانايى شان امر به روزه گرفتن كنيد و چون تشنگى و گرسنگى بر آنان غالب گرديد، افطار كنند.»(9)
تعاليم اسلام به صورت تدريجى به مردم عرضه گرديده و قرآن نيز به تدريج بر مردم خوانده شده، شراب و ربا هم تدريجاً تحريم گرديده است.
بعضى از والدين و مربيان ـ متأسفانه ـ قصد دارند در فرصتى كوتاه و سريع فراگيران خود را به سر منزل مقصودى كه در ذهن خود دارند، برسانند، بدون اين كه آنان خود فرصت دست يابى خويش را فراهم نمايند.

علماى تعليم و تربيت در اين باره چنين اظهارنظر كرده اند:
اگر پيام تربيتى با سرعت و تعجيل و بدون درنظر گرفتن فرصت درون سازى از جانب كودك به او ارائه گردد (هر چند يك انتقال صورى انجام گرفته است)، اثر آن پايدار و مانا نخواهد بود. بنابراين، بهتر است كودك هر چيزى را هرچند اندك باشد، خوب ياد بگيرد و هضم و جذب نمايد، وگرنه ديگران و خود را با دانش سطحى و قشرى خويش گول خواهد زد.
آنچه تاكنون مشخص گرديده نشان دهنده آن است كه سرعت بيش از اندازه و به دور از توانمندى و جذب ظرفيت طبيعى كودك، فرايند درون سازى مفاهيم تربيتى را مختل مى سازد. در واقع، هماهنگى مشترك بين توانايى و قابليت مترّبى از يك سو و امكانات مناسب تربيتى از سوى ديگر است كه ميزان سرعت متناسبى را مى طلبد كه تشديد و يا تخفيف بيش از حد آن به اختلال در فرايند تربيت و حتى اختلال در تعادل شخصيت متربّى منجر مى گردد. يافته هاى اسمداسلاند (smed slund) 1961 نيز نشان مى دهد كه اگر فرايند تربيت در قالب مراحل تحوّل روانى با تسريع بيش از حد همراه باشد، يادگيرى مفاهيم و ارزش هاى اخلاقى ـ تربيتى ناپايدار خواهد بود تا حدى كه كودك قادر به تعميم اصول يادگرفته شده به شرايط جديد و موقعيت هاى تازه نيست.(10)
مربيان آگاه، عالم و بصير زمان مناسب را تشخيص داده و آموزش را بر مبناى آمادگى و توانايى ذهنى و روانى كودك منطبق كرده، نتيجه مطلوب را به دست مى آورند.

4. اعتدال در آموزش مسائل دينى (نماز)
اعتدال و ميانه روى، زيربناى تعاليم است، به گونه اى كه در همه دستورات و مقرّرات آن، از هرگونه افراط و تفريط جلوگيرى به عمل آمده است; در عبادت، تحصيل علم، خوردن، پوشيدن، رفاقت، دشمنى و در ساير شؤون زندگى، همه جا ميانه روى توصيه شده است.
اصل تعادل از اصولى است كه در قرآن كريم بدان عنايت شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد: «وَ لَذلِكَ جَعَلناكُمْ اُمَّةَ وسطاً» (بقره: 143) ما شما را امّتى ميانه و معتدل قرار داديم. هم چنين در حيات سراسر نورانى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)و ائمّه هدى(عليهم السلام)، در تمامى اعمال و رفتارشان مى توان تعادل را مشاهده كرد.
امام على(عليه السلام) درباره پيامبر(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: «سيرتُه القصد» سيره آن حضرت تعادل و ميانه روى بود.
انسان موجودى است چند بعدى و چند كانونى. اسلام نيز، كه دين جامع و كاملى است، به تمام نيازهاى انسان توجه كرده است. براى رشد، تعالى و كمال بشر، لازم است همه ابعاد انسان به صورت هماهنگ و متعادل رشد و تكامل يابد تا انسان حقيقى پرورش يافته، انسانيّت او تحقق يابد.
عدم توجه به تمام ابعاد وجودى انسان و يا توجه بيش از حد به يك بعد و ناديده گرفتن ابعاد ديگر، جامعيت و وحدانيت وجود آدمى را ناديده گرفته، انسان را يك بعدى و تك ساحتى مى سازد.(11) اگر انسان را فقط در يك بعد ببينيم و او را در همان بعد تربيت كنيم، در حقيقت، موجبات مرگ و نابودى شخصيت انسانى او را فراهم كرده ايم. متأسفانه بيش تر انسان ها و بسيارى جوامع فاقد اين اصل در زندگى بوده و هستند و در دام افراط و يا تفريط غلتيده اند و از مسير صحيح و تعادل و تكامل خارج شده اند. ريشه بسيارى از انحرافات فردى، اجتماعى، اخلاقى و روانى را مى توان در عدم رعايت اصل تعادل جستوجو كرد.
دكتر رجبعلى مظلومى مى نويسد: «ميانه روى در عبادت هم بايد مراعات شود. درست است كه توصيه ها و تشويق هاى پيشوايان دين هر انسانِ محبّ پروردگار را به انجام عبادات راغب مى گرداند، اما توانايى ها و آمادگى هاى روحى او نيز شرط است. اگر او با تحميل عبادت بر خود، لذّت عبادت را از خويش سلب كند و خود را در آن به تكلّف اندازد، نه عبادت او عبادتى سالم محسوب مى شود و نه خود او از عبادتش بهره معنوى مى برد.»(12)
ظرفيت انسان براى عبادت، محدود است. از اين رو، بايد سعى شود عبادت با نشاط باشد. اگر نشاط از بين برود، عبادت جنبه تحميلى پيدا مى كند و در حكم خوردنى نامطبوع و مهوّعى مى گردد كه واكنش بدن پس زدن و نپذيرفتن آن است.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايند: «دين اسلام دينى است متين، محكم و منطقى و مبتنى بر ملاحظات دقيق روانى و اجتماعى; سفارش مى كند كه با مدارا و متانت حركت كنيد و عبادت خود را مبغوض و منفور نفس خويش قرار ندهيد; به گونه اى عمل نكنيد كه نفستان عبادت را دشمن بدارد، بلكه طورى عمل كنيد كه نفس، عبادت را دوست بدارد و مجذوب آن گردد. مانند اسب سوارى نباشيد كه در اثر تندى و شتاب زياد (سواره اى كه ميزان توانايى مركوب را در نظر نمى گيرد و تنها شلاق را مى شناسد); نه خود به مقصد مى رسد و نه براى مركب او كمر و توانايى مى ماند (زانو مى زند و قدم از قدم نمى تواند بردارد.)(13)
پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) همان گونه كه با غرق شدن در مسائل مادى و شهوانى مخالف بودند، با رهبانيت و عبادت هاى صوفيانه نيز مخالفت مىورزيدند و در برخورد با كسانى كه نسبت به مسائل زندگى بى اعتنا شده و به عبادت پرداخته بودند، مى فرمودند: «بدن شما و زن و فرزند و يارانتان بر شما حقوقى دارند و بايد آن ها را رعايت كنيد.»
عثمان بن مظعون، كه از ياران پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و از مسلمانان فداكار بود، روزى هم سرش خدمت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) آمد و عرض كرد: شوهرم، عثمان، مدتى است از كار و زندگى دست كشيده و كمر به عبادت خدا بسته است. او تمام روزها روزه مى گيرد و تمام شب ها را به نماز و عبادت مى گذراند.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) كه همواره درس اعتدال و ميانه روى به مردم مى دادند و با هرگونه افراط و تفريط مبارزه مى كردند، از شنيدن اين خبر غضبناك شدند و بلافاصله به جايگاهى كه عثمان براى عبادت انتخاب كرده بود، رفتند. عثمان مشغول نماز بود، وقتى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)را ديد، زود نماز را به پايان رسانيد و در پيشگاه آن حضرت عرض ادب كرد.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) به او فرمود: «اى عثمان، خداوند در آيين من رهبانيت و ترك دنيا قرار نداده، بلكه مرا با دينى پاك و آسان و گشاده مبعوث كرده است. من كه پيامبر شما هستم، هم روزه مى گيرم، هم نماز مى خوانم و هم به زن و زندگى خود مى رسم. كسى كه آيين مرا دوست دارد، بايد روش هاى مرا سرمشق خود قرار دهيد. يكى از روش هاى من ازدواج و تشكيل خانواده و توجه به زن و زندگى است.»(14)
امام جعفرصادق(عليه السلام) مى فرمايد: «در جوانى، سخت مشغول عبادت بودم. پدرم به من فرمود: فرزندم، (زياد خود را خسته مساز) كم تر از اين مقدار هم مى توانى انجام دهى. به درستى كه خداوند اگر بنده اى را دوست داشته باشد، به عبادت اندك او راضى خواهد شد.»(15)
هم چنين ابوبصير از امام صادق(عليه السلام)روايت كرده است: «(زمانى كه به همراه پدرم به حج مشرف شده بودم) روزى با پدرم طواف مى كردم، در حالى كه جوان بودم. (در يكى از شوط ها،) سخت مشغول عبادت بودم و عرق مى ريختم. در اين حال، پدرم از كنارم عبور مى كرد، مرا ديد و فرمود: جعفر! فرزندم! اگر خداوند بنده اى را دوست داشته باشد، او را به بهشت مى برد و از او به عبادتى اندك خشنود مى شود.»(16)
فجيع عقيلى مى گويد: امام حسن(عليه السلام)به من فرمود: هنگامى كه پدرم در حال احتضار بود، وصيت كرد: در عبادت، ميانه رو باش و آنچه را هميشه مى توانى انجام دهى و در توان توست، انجام ده (نه آنچه را كه تاب و توان آن را ندارى.)»(17)
بى اطلاعى برخى از والدين و مربيان از مراحل رشد و تحوّل روانى كودكان و نوجوانان و هم چنين ناآگاهى آنان از روش هاى برخورد ائمّه اطهار(عليهم السلام)در اين زمينه، و نيز اتّكا به دانسته ها و تجربيات غيرعلمى و غلط خويش و نيز اظهارنظرهاى غير مسؤولانه بعضى از مبلّغان، كه سخنانشان پايه و اساس دينى، علمى و منطقى ندارد، موجب مى شود چنان رفتارى با كودكان و نوجوانان داشته باشند، كه بعضاً به حال آن ها مضر است. تأكيد بيش از حد والدين و علاقه مفرط آنان به مذهبى شدن فرزندانشان و بى توجهى به توان، استعداد و نيازهاى روحى و روانى آنان و خارج شدن از مرز

ساعت ۰۱:۰۱ لينک
۰۱ مهر ۱۳۸۷ .
وصيتنامه اميرمؤمنان(ع) و آخرين سفارش‌ها به شيعيانش . عمومی

ابوالفرج در «مقاتل‌الطالبيين» روايت كرده كه پس از ضربت خوردن امير مؤمنان، اطباى كوفه را به بالين آن حضرت آوردند و در ميان آنها، هيچ يك در معالجه زخم و جراحى استادتر از اثير بن عمرو نبود و او متخصص در معالجه زخم‌ها و جراحات بود و از جمله چهل نفر جوانى بود كه در زمان ابوبكر در عين التمر به دست خالد بن وليد اسير و در كوفه ساكن شده بود.

اين طبيب همين كه زخم سر آن حضرت را ديد، دستور داد شُش گوسفندى را بياورند و از ميان آن رگى را بيرون آورد و آن رگ را در زخم مزبور نهاد و پس از اندكى بيرون آورد و آن را مشاهده كرد. سپس رو بدان حضرت كرده، گفت: «اى امير مؤمنان، هر وصيتى دارى، بكن كه ضربت شمشير اين دشمن خدا به مغز سر رسيده و معالجه سودى ندارد.» در اين وقت بود كه امير المؤمنين كاغذ و قلم و دواتى طلبيد و شروع به وصيت كرد.

وصيتنامه حضرت على (ع) را در كتاب‌هاى حديث به اجمال و تفصيل و به طور گوناگون نقل كرده‏اند كه يكى را ابوالفرج نقل كرده و در كافى مرحوم كلينى هم نظير همين وصيت را كه ابوالفرج روايت كرده، نقل مى‏كند و در نهج البلاغه نيز (در زير نامه شماره 47) اجمالى از اين وصيت آمده و خلاصه‏اى از آن در كشف‌الغمه و روايات ديگر آمده كه همه آنها را مجلسى(ره) در بحارالانوار نقل كرده و ما همان روايت ابوالفرج را كه نسبتاً جامعتر از ديگران است، نقل مى‌كنيم.

بسم‏الله الرحمن الرحيم
اين وصيتنامه‏اى است كه اميرالمؤمنين، على بن ابيطالب بدان وصيت مى‏كند: گواهى مى‏دهد كه معبودى جز خدا نيست كه يگانه است و شريك ندارد و نيز گواهى دهد كه محمد(ص) بنده و رسول اوست، كه خداوند او را به راهنمايى و دين حق فرستاد تا بر همه اديان پيروزش كند، هرچند مشركان آن را ناخوش دارند. درود و بركات خدا بر او باد! «همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است كه پروردگار جهان است و شريكى براى او نيست و بدان مأمور گشته‏ام و منم از نخستين مسلمانان».1

اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر كسى‏ كه اين وصيتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى كه پروردگار شماست، سفارش مى‏كنم و بايد نميريد جز اينكه مسلمان باشيد و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد، زيرا به راستى من از رسول خدا(ص) شنيدم كه مى‏فرمود: اصلاح دادن ميان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دين را تباه ساخته و از بين مى‏برد، افساد ميان مردمان است، ولا قوه الا بالله العلى العظيم [نيرويى جز به وسيله خداى بزرگ نيست]. به خويشان و ارحام خويش توجه داشته باشيد و به آنان پيوند كنيد، صله رحم كنيد تا خداوند در روز قيامت حساب را بر شما آسان گرداند.

الله الله فى الايتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضيعوا بحضرتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد، درباره يتيمان، پس براى دهن‌هاشان به سبب سنگدلى‏تان نوبت قرار ندهيد (كه گاهى سير و گاهى گرسنه نگاهشان داريد).

الله الله فى جيرانكم، فانهم وصيه نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره همسايگانتان كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش كرده و پيوسته درباره آنان توصيه مى‏فرمود، به اندازه‏اى كه ما گمان كرديم براى همسايگان از همسايه خود ارث قرار مى‏دهد و حرمت آنان به اندازه‌اى است كه سهمى در مالشان براى همسايه تعيين كرده!

الله الله فى القرآن، فلايسبقكم الى العمل به احد غيركم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره قرآن مبادا كسى به عمل‏كردن بدان بر شما سبقت جويد.

الله الله فى الصلاه فانه خير العمل وانها عمود دينكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره نماز، زيرا كه نماز ستون دين شماست.

الله الله فى بيت ربكم لاتخلوه ما بقيتم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره خانه پروردگارتان (خانه كعبه)، مبادا تا زنده هستيد، آن خانه از شما خالى‏ بماند، كه اگر رها شد، مهلت داده نمى‌شويد و به عذاب دچار مى‏‌شويد و اگر از شما خالى ماند، كيفر خداوند فرصت زندگى به شما نمى‏دهد.

الله الله فى الزكاه فانها تطفى غضب ربكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد در دادن زكات اموال خود كه زكات خشم پروردگار را فرو نشاند.

الله الله فى شهر رمضان فان صيامه جُنه من النار: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره روزه ماه رمضان، زيرا كه آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ.

الله الله فى الفقراء والمساكين فشاركوهم فى معاشكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره بينوايان و مسكينان و آنها را در زندگى خود شريك سازيد و از خوراك و لباس خود به آنها نيز بدهيد.

الله الله فى الجهاد باموالكم وانفسكم والسنتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره پيكار كردن در راه خدا به مالها و جان‌ها و زبان‌هاى خويش.

الله الله فى ذريه نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره امت پيغمبرتان، مبادا در ميان شما ظلم و ستمى واقع شود.

الله الله فى اصحاب نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره اصحاب پيغمبرتان؛ زيرا كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش فرموده.

الله الله فى النساء و فيما ملكت ايمانكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره زيردستانتان، غلامان و كنيزان، زيرا كه آخرين سفارش و وصيت رسول خدا(ص) اين بود كه فرمود: «من شما را درباره دو دسته ناتوان كه زيردست شما هستند، سفارش مى‏كنم».2

آنگاه فرمود:
الصلاه الصلاه، لا تخافوا فى الله لومه لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان نهراسيد؛ چه، هر كس به شما ستم كند يا انديشه بد داشته باشد، خداوند شر او را كفايت فرمايد. با مردم به نيكى سخن بگوييد، همان گونه كه خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه رشته كار از دست شما بيرون شود، آنگاه هر چه دعا كنيد و از خداوند دفع شر خواهيد، پذيرفته نشود و به اجابت نرسد.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نيكويى درباره يكديگر و زنهار از جدايى و تفرقه و پراكندگى و روى‏ گردانيدن از هم و در نيكوكارى، يار و مددكار يكديگر باشيد و بر گناه و ستمكارى كمك مباشيد كه شكنجه و عذاب خدا بسيار سخت است.

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پيغمبرش را در حق شما حفظ فرمايد، اكنون با شما وداع مى‏كنم و شما را به خدا مى‏سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مى‏خوانم.

***  ***   ***

در كافى آمده است كه پس از پايان وصيت پيوسته مى‏گفت: «لااله‏الاالله» تا وقتى كه روح مقدس آن حضرت به ملكوت اعلى پيوست. در نهج البلاغه است كه در پايان وصيت، امام(ع) فرزندان خود را مخاطب ساخته بدانها فرمود:

اى فرزندان عبدالمطلب، نيابم (و نبينم) شما را كه در خون مسلمانان فرو رويد (و دست به كشتار مردم زنيد) به بهانه اين كه بگوييد: «اميرالمؤمنين كشته شده» (و هر كارى بخواهيد، به اين بهانه انجام دهيد) و بدانيد كه در برابر من، جز كشنده من كسى نبايد كشته شود. بنگريد چون من از ضربت او از دنيا رفتم، يك ضربت به او بزنيد و او را مثله مكنيد كه من از رسول خدا(ص) شنيدم كه مى‏فرمود: «از مثله كردن بپرهيزيد، هرچند به سگ گزنده و هار باشد!»

-----------------------------------------
پي‌نويس:
1. اين بخش از آيه‏هاى 163 ج 162، سوره انعام اقتباس شده است.
2. ابن ابى الحديد در شرح نهج‏البلاغه گويد: مقصود از دو دسته ناتوان حيوان ناطق (يعنى انسان) و حيوان صامت، (يعنى بهايم) است.

منبع: روزنامه اطلاعات
نگارنده: آيت‏الله سيدهاشم رسولى محلاتى

ساعت ۱۶:۵۹ لينک
۲۷ شهريور ۱۳۸۷ .
جلوگيري از فراموش کردن پسورد ويندوز . دانستنیهای رایانه

جلوگيري از فراموش کردن پسورد ويندوز


با اين کار شما در واقع يک نسخه پشتيبان(backup)  از پسوردتان تهيه مي کنيد.
براي اين کار شما به يک ديسکت خام فرمت شده احتياج داريد.
مراحل زير را انجام دهيد:
1- به Control Panel برويد.
2- بر روي User Accounts کليک کنيد.
3- حال بر روي کاربري که مي خواهيد از پسوردش backup بگيريد کليک کنيد.
4- با اين کار شما وارد صفحه تنظيمات مربوط به آن کاربر خواهيد شد.
5- در قسمت بالاي سمت چپ و در زير بخش Related Tasks روي گزينه دوم
يعني Prevent a forgotten password کليک کنيد.
6- با اين کار يک پنجره جديد باز مي شود. در صفحه اول بر روي گزينه Next کليک کنيد.
7- در صفحه دوم از شما مي خواهد که يک ديسکت خالي وارد فلاپي درايو کنيد.
اين کار را انجام دهيد. و براي ادامه کار بر روي Next کليک کنيد.
8- حال از شما مي خواهد که پسورد جاري خود را وارد کنيد. پس از انجام اين کار دوباره بر روي Next کليک کنيد.
9- منتظر بمانيد تا ساخته شود. پس از ساخته شدن دکمه Next فعال مي شود. بر روي آن کليک کنيد.
10- در مرحله آخر که موفقيت آميز بودن اين مراحل را نشان مي دهد بر روي Finish کليک کنيد.

خب تا اينجاي کار شما ديسکت پشتيبان را ايجاد کرده ايد.

 

حال نحوه استفاده از آن:
اگر زماني قصد وارد شدن به ويندوز را داشتيد و پسورد خود را فراموش کرديد طوري که با تايپ کردن پسورد اشتباه، ويندوز به شما هشدار مي دهد که رمز اشتباه است و دوباره آن را وارد کنيد. در اين هشدار (و در صورتي که ديسکت را قبلا آماده کرده باشيد) همچنين گفته شده که شما مي توانيد از ديسک reset پسورد استفاده کنيد
(You can use your password reset disk)
که بصورت يک لينک مي باشد.
بر روي آن کليک کنيد. با اين کار يک پنجره با نام Password Reset Wizard باز خواهد شد. با کليک بر روي Next  به مرحله بعد برويد. در اين مرحله از شما مي خواهد که ديسکت شامل پسورد را در درايو قرار دهيد. پس از انجام اين کار بر روي Next کليک کنيد. سپس از شما مي خواهد که پسورد جديد و تاييد آن را وارد کنيد. قسمت Password hint  هم براي اين است که اشاره اي به رمزتان کنيد تا در صورت فراموش کردن آن و با ديدن آن اشاره رمزتان را به ياد آوريد.پس از انجام اين کار بر روي Next کليک کنيد و در مرحله آخر هم بر روي Finish کليک کنيد.حال با رمز جديد وارد ويندوز شويد.

ساعت ۰۰:۴۰ لينک
۲۷ مرداد ۱۳۸۷ .
چند نكته كاربردي و مهم . دانستنیهای رایانه

چند نكته كاربردي و مهم

 

فعال کردن فکس در ویندوز XP :

    اگر شما هم در خانه یا محل کارتان دستگاه فکس ندارید ناراحت نباشید چون مایکروسافت لطف کرده و مشکل رو حل کرده ! مایکروسافت امکان ارسال و دریافت فکس رو در حالت پیش فرض ویندوز غیر فعال قرار داده که ما الان می خواهیم با هم این امکان را فعال کنیم پس با من همراه باشید:

- ابتدا از منوی Start وارد Control Panel شوید وقتی Control Panel باز شد به قسمت Printers & Faxes وارد شوید.

- در قسمت چپ بالاي صفحه دو گزینه مشاهده می کنید : یکی Add a Printer و دومی Set Up faxing شما گزینه دوم را انتخاب کنید . پس از کلیک روی آن صفحه باید مدت بسیار کمی منتظر بمانید . سپس صفحه ای به نام Configuring Components باز می شود . ( دقت داشته باشید باید سی دی ویندوز در سی دی رام باشد در غیر این صورت ویندوز از شما می خواهد که سی دی را در سی دی رام قرار دهید و سپس گزینه OK را بزنید ) ویندوز به صورت اتوماتیک شروع به کپی کردن فایل های مربوط به فکس می کند .... حالا دیگر شما یک فکس بر روی کامپیوتر خود دارید که بوسیله آن می توانید به هر کجای دنیا فکس ارسال کنید .


چگونه اطلاعات راجع به كامپيوترتان را ببينيد؟

    گاهي اوقات اتفاق مي افتد كه شما به دلايل مختلفي نياز به دانستن اطلاعاتي راجع به سيستمتان داريد.  در اين مواقع داشتن يك مرجع كامل كه براحتي قابل دسترسي باشد موهبت است. ما روشي براي دسترسي به اين منبع را به شما ارائه مي دهيم . كافي است گزينه Run از منوي start را اجرا كرده و در قسمت Open عبارت Msinfo32 را وارد كنيد . پنجره اي در برابرتان ظاهر مي شود كه شامل بخشهاي مختلفي است و اطلاعات كاملي از خلاصه سيستم شما از قبيل نوع پردازنده و ميزان حافظه و ... تا اطلاعات كاملي درباره هر كدام از پورتهاي سريال موازي و ده ها مطلب ديگر.

 

نحوه عكس گرفتن با Media Player

     شايد تا بحال با نرم افزارهاي ديگري اين كار را انجام مي داديد ولي در حقيقت با خود MediaPlayer ويندوز نيز مي توان عكس گرفت. براي اين كار كافيست در حين پخش فيلم كليدهاي Ctrl +I را بزنيد. پنجره ذخيره تصوير باز مي شود.حالا مي توانيد تصوير گرفته شده را ذخيره كنيد.

 

چگونه فلاپی هایی را که فرمت نمی شوند را دوباره بازسازی کنیم ؟

    پس از خواندن این مطلب دیگر هرگز فلاپی های معیوب خود را دور نمی اندازید و اطمینان داشته باشید که صد در صد نتیجه خواهید گرفت ! فلاپی دیسک یکی از رسانه های ذخیره سازی اطلاعات می باشند که همه ما استفاده های زیادی از آن می کنیم ولی از جمله معایب آن به جز حجم پایین آن آسیب پذیری شدید فلاپی دیسک می باشد .به طوری که یک فلاپی دیسک ممکن است پس از چند بار استفاده دیگر قابل فرمت شدن نباشد . حال چاره چیست ? و چگونه می توان فلاپی دیسک را مجددا باز سازی کرد ؟ ما راهی برای حل این مشکل یافته ایم و به خوبی هم نتیجه گرفته ایم. تنها عیب آن اینست که شما به سیستم عامل لینوکس نیاز دارید . در کل توصیه میشود کمی از وقت خود را جهت یادگیری آن اختصاص دهید . در سیستم عامل لینوکس در قسمت Floppy Formater آن شما می توانید فلاپی هایی را که حتی در سیستم عامل ویندوز فرمت نمی شوند را به سادگی فرمت نمایید . به همین راحتی ! این نکته تکنیکی ساده وآسان راهی قابل اطمینان برای باز سازی و تعمیر فلاپی دیسک و در نهایت کاهش هزینه هاست.

 

منبع : دانستنيهاي كامپيوتر،الكترونيك ومخابرات

 

ساعت ۰۰:۴۸ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
عمومی
ورزشي
سياسي
اخبار
آموزش سخت افزار
حرف های خودمونی
مرجع خطاهای مودم
قانون تشکیلات ،وظایف و انتخابات شورای اسلامی کشور
درباره خودم
حقوق بشر
اوقات شرعی بوشهر
آموزش
کامپیوتر چیست
چگونه قطعات مناسب کامپیوتر بخریم
ویژه نامه محرم
دانستنیهای رایانه

بايگانی
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۱
فروردين ۱۳۸۱

برو به تاريخ:



صفحات
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰

درباره خودتان مطلبی بنويسيد.

مطلب اضافی دوم

ارتباط
برای تماس با نويسنده:
ict_bu@yahoo.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003