ترجیح می دهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم . تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم. دکتر شریعتی HASSAN SHOKOOHI

جستجو در وبلاگ:

HASSAN SHOKOOHI

6

۱۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۶:۳۹


● لينک‌های ثابت
دانشگاه آزاد بوشهر
دیکشنری انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی
آموزشی
موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی بوشهر تبیان
ارتباط مستقیم با کربلای معلی
محمد حسین شکوهی
دبیرستان و پیش دانشگاهی شهید بهشتی بوشهر
سازمان آموزش وپرورش استان بوشهر

●بازدید کل

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۶۳ بازديد
ديروز: ۹۲ بازديد
اين ماه: ۱۳۵۲ بازديد
از ابتدا: ۸۰۹۷۱ بازديد
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ .
چهارشنبه سوری . عمومی

جشن چهارشنبه سوري
يك دسته از جشن‌هاي اقوام آريايي، جشن‌هاي آتش است كه از ميان دو جشن سده و جشن چهارشنبه سوري از شهرت بيشتري  دارد. جشن آذرگان و جشن شهريورگان نيز از جشن‌هاي آتش بوده‌اند كه فراموش شده‌اند.
جشن سوري يا چهارشنبه سوري كه اينك در شب چهارشنبه آخر سال با مراسم و آداب ويژه‌اي برگزار مي‌شود، يكي از جشن‌هاي پرشكوه و سرشار از مراسم و شعاير بوده است.
شواهد دلالت بر آن دارد كه اين جشن از اوايل قرن هفتم هجري به دست فراموشي سپرده شد، سپس با عناويني ديگر از سده‌هاي دهم معمول شد.
هاشم رضي  در كتاب گاه شماري و جشن‌هاي ايران باستان، درباره چهارشنبه سوري مي نويسد:" ايرانيان در يكي از چند شب آخر سال جشن سوري را كه عادت و سنتي ديرينه بود، با آتش‌افروزي همگاني برپا مي‌كردند.
اما چون اساس تقسيم آنان در روزشماري بر آن پايه نبود كه ماه را به چهار هفته با نام‌هاي كنوني روزها بخش كنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنين جشني برگزار نمي‌شد. روزشماري كنوني بر اثر ورود اعراب به ايران باب شد. بي‌گمان سالي كه اين جشن به شكلي گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماري تازيان چهارشنبه نحس و بديمن به شمار مي‌آمده از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و بدين وسيله مي‌كوشيدند نحوست چنين شبي را از بين ببرند."
يكي از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوري و ساير مراسم زرتشتيان، فراهم آوردن آجيل مشكل گشاست. زرتشتيان به اين آجيل هفت مغزينه لرك مي‌گويند.
اين آجيل كه به آجيل گهنبار هم معروف است شامل هفت مغزينه يا ميوه خشك است: پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجير و خرما كه گاهي در لابه‌لاي اين آجيل تكه‌هاي كوچك نبات و نارگيل هم ديده مي‌شود. اين آجيل در مراسم مختلف زرتشتيان از جمله: آفرين گان‌ها، گهنبارها، جشن‌خواني، جشن‌نوزادي و در مراسم سدره پوشي و ساير اعياد به مدعوين داده مي‌شود.
آداب اصلي چهارشنبه سوري در سراسر خطه ايران يكي است؛ اما در برخي از شهرها، سنت‌هاي كوچكي بدان اضافه شده و بر شيريني و زيبايي آن افزوده است.
بعد از برپايي آتش در حياط خانه يا كوچه يا يك ميدان باز، در حين پريدن از روي آتش اين شعر را مي‌خوانند:

زردي من از تو  سرخي تو از من      
سرخي تو به رويم  زرديت به جون دشمنونم

به معناي دور ريختن بيماري‌ها و ناخوشي‌ها و استقبال از سلامتي و تندرستي، بعد از سوخته شدن آتش هم خاكستر به جا مانده را جمع آوري كرده، دور مي‌ريزند و كسي كه خاكستر را بيرون مي‌ريزد، بايد در بزند و از درون خانه بپرسد كيست؟

و او جواب مي‌دهد: منم ، بعد از او بپرسند: از كجا آمده‌اي؟
او جواب مي‌دهد: از عروسي سپس از او بپرسند: چه آورده‌اي؟
و او بگويد: تندرستي

يكي از مراسم ويژه جشن چهارشنبه سوري در گذشته، شكستن كوزه است. بدين معني كه در گذشته كوزه‌هاي سفالي كهنه را مي‌شكستند و كوزه‌هاي نو را جايگزين آنها مي‌كردند. در هنگام شكستن كوزه مي‌گفتند: برو، چهارشنبه نحس، برو و تمام نحوست را با خود ببر. در گذشته كم و بيش در حال حاضر، در اكثر شهرها، به خصوص روستاهاي كشورمان، در هفته آخر سال دسته‌هايي در شهر راه مي‌افتادند يكي از آنها آتش افروز بود و چهار، پنج نفر هم دست و روي خود را با زغال سياه مي‌كردند. مقداري خمير بر سر گرفته، روي آن پنبه كهنه آغشته به نفت گذاشته و آتش مي‌زدند و هر كس مشعلي به دست مي‌گرفت و با ضرب تنبك و تصنيف‌خواني دوره افتاده از هر دكان شاهي صد ديناري مي‌گرفتند و اين شعر را با شادي و شعف مي‌خواندند:
آتش افروز حقيرم  سالي يكروز فقيرم
دسته ديگر به مراسم غول بياباني با سركردگي يك مرد بلند قد دوره مي‌شدند. مرد بلندقد قواري از پوست گوسفند سياه مي‌پوشيد، عده‌اي تصنيف‌خوان گردهم جمع مي‌شدند و مي‌خواندند:
من غول بيابانم   سرگشته و حيرانم
دسته سوم دسته حاج فيروزها بودند يك نفر از قوطي‌ها و بلدهاي اين كار، لباس و كلاه قرمز مي‌پوشيد و صورتش را سياه مي‌كرد و با دايره زنگي مي‌خواند:
حاجي فيروزم بله  سالي يك روزم بله
در زمان ساسانيان هم مراسم چهارشنبه سوري برگزار مي‌شد اما به علت تقدس آتش هرگز روي آتش نمي‌پريدند بلكه به دوره اين آتش شادي و پايكوبي مي‌كردند . در برابر آتش سه يا هفت بار خم مي‌شدند و آيين نيايش به جاي مي‌اوردند سپس در كنار آتش به شادي مي‌پرداختند.

ساعت ۲۲:۲۹ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
عمومی
ورزشي
سياسي
اخبار
آموزش سخت افزار
حرف های خودمونی
مرجع خطاهای مودم
قانون تشکیلات ،وظایف و انتخابات شورای اسلامی کشور
درباره خودم
حقوق بشر
اوقات شرعی بوشهر
ویژه نامه محرم
دانستنیهای رایانه
بخش کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی
Find Blogs in English

بايگانی
شهريور ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۱
خرداد ۱۳۸۱
فروردين ۱۳۸۱
مهر ۱۳۸۰

برو به تاريخ:



صفحات
۱

درباره خودتان مطلبی بنويسيد.

مطلب اضافی دوم

ارتباط
برای تماس با نويسنده:
ict_bu@yahoo.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003