ترجیح می دهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم . تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم. دکتر شریعتی HASSAN SHOKOOHI

جستجو در وبلاگ:

HASSAN SHOKOOHI

6

۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۲:۳۶


● لينک‌های ثابت
دانشگاه آزاد بوشهر
دیکشنری انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی
آموزشی
موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی بوشهر تبیان
ارتباط مستقیم با کربلای معلی
محمد حسین شکوهی
دبیرستان و پیش دانشگاهی شهید بهشتی بوشهر
سازمان آموزش وپرورش استان بوشهر

●بازدید کل

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۶۲ بازديد
ديروز: ۹۰ بازديد
اين ماه: ۱۵۴۶ بازديد
از ابتدا: ۸۱۱۶۵ بازديد
۲۲ فروردين ۱۳۸۷ .
شيوه آموزش و تدريس، دانش آموزان را به كجا مي‌برد . عمومی

شيوه آموزش و تدريس در مدارس هنوز با روش‌ها و شيوه‌هاي كهنه و قديمي سال هاي گذشته صورت مي‌گيرد و نبود خلاقيت و نوآوري در اين زمينه، فهم و درك مفاهيم كتاب‌هاي درسي را براي فراگيران دشوار كرده است.

دانش آموزان در اين شيوه تدريس، مطالب كتاب‌هاي درسي را با كاستي فرامي گيرند زيرا آنچه كه در كلاس درس مي‌شنوند مشابه آن را نمي‌توانند در دنياي خارج بيابند.

بسياري از آموخته‌ها و شنيده‌ها زماني در ذهن دانش آموز نهادينه و ماندگار مي‌شود كه فراگير در عمل و تجربه آن را مشاهده كند اما مطالب كتاب‌هاي درسي ما در بسياري از مواقع يا جلوتر از بضاعت جامعه حركت مي كند و يا در برخي از موارد در حد امكانات جامعه نيست.

هنگامي كه دانش آموز فاصله عميقي بين مطالب كتاب‌هاي درسي و امكانات محيط اطراف خود را مشاهده كند بناچار به حفظ مفاهيم و مطالب درسي مي پردازد و اين آموخته‌ها نيز پس از مدتي به فراموشي سپرده مي‌شود.

حتي در رشته‌هاي فني و حرفه‌اي و كاردانش كه بايد مطالب آن به صورت عملي به دانش آموز آموزش داده شود در برخي موارد به دليل نبود امكانات و تجهيزات، اين مطالب به صورت تئوري به هنرجو ارايه مي‌شود و نتيجه آن، عدم كارآيي دانش آموز پس از فراغت از تحصيل است.

معمولا كساني كه رشته‌هاي فني و حرفه‌اي و كاردانش را انتخاب مي‌كنند انتظار دارند پس از فراغت از تحصيل حداقل آشنايي درخوري نسبت به آن رشته داشته باشند اما واقعيت اين است كه شيوه آموزش كنوني اين درس‌ها ،آن ها را به اين مرحله نزديك نمي‌كند.

تجربه نشان داده چنانچه انسان به صورت عملي نسبت به فراگيري مفاهيم و مطالب درسي بپردازد اين مطالب و آموخته‌ها در ذهن او ماندگار شده و ديرتر از ذهن انسان پاك مي‌شود.

هنوز بسياري از مدارس ما فاقد آزمايشگاه‌ها و كارگاه‌هاي مجهز هستند و حتي درس‌هاي آزمايشگاهي و كارگاهي از جمله شيمي و فيزيك نيز به صورت تئوري به دانش آموزان ارايه مي‌شود و آن‌ها مجبورند اين مطالب را حفظ كنند در حالي كه حفظ اين مطالب هيچ سودي به حال آن‌ها ندارد و اين آموخته ها پس از مدتي به فراموشي سپرده مي‌شود.

مسئولان مدارس هنوز به مقوله بازديد علمي دانش آموزان بها و ارزش والايي قائل نمي‌شوند و در اين شرايط زيان‌هاي زيادي در آموزش و فراگيري نسل آينده پديد مي‌آيد.

واقعيت اين است كه رشته‌هاي علوم انساني و ادبيات كمتر در مدارس مورد توجه قرار مي‌گيرد و دانش آموزاني كه نتوانسته‌اند در درس‌هايي نمره كافي بدست آورند وارد اين رشته‌ها مي‌شوند.

بسياري از دانش آموزان رشته‌هاي علوم انساني و ادبيات پس از فراغت از تحصيل، حتي توانايي نگارش يك نامه ساده را هم ندارند و اين وضعيت به نابساماني سيستم آموزش در مدارس بر مي‌گردد.

بازديد علمي دانش آموزان به مقوله مغفول شده در مدارس تبديل شده و اين مهم حتي در شاخه‌هاي فني و حرفه‌اي و كاردانش نيز به صورت ناقص اجرا مي شود.

دانش آموزان كلاس‌هاي ادبيات حتي در سال يكبار هم به بازديد مكان‌هاي طبيعي نمي‌روند و دراين شرايط چگونه نبوغ دانش آموزان رشد خواهد يافت؟ آيا بهتر نيست دانش آموزان بجاي ساعت‌ها نشستن در كلاس درس ادبيات، يكبار نيز به صورت گروهي به بازديد مناظر طبيعي بروند و مشاهدات خود را بر روي كاغذ آورده تا ميزان توانايي آن‌ها در نگارش مطالب مورد آزمايش قرار گيرد.

آموزش و پرورش اگرچه در سال‌هاي اخير از آموزش مهارت‌هاي زندگي و ايجاد مدرسه زندگي سخن به ميان آورده اما لازمه رسيدن به اين مقوله ها، خروج آموزش و پرورش از روزمرگي است و در اين راستا تدوين برنامه‌هاي كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت براي تحول در آموزش و پرورش ضروري است.

تحول بنيادي در آموزش و پرورش نبايد تنها در تشكيل ستاد و حرف باقي بماند بلكه اين تشكيلات هر از گاهي بايد عملكرد خود را به اطلاع عموم برساند تا مردم و كارشناسان از آن آگاه شوند.

استفاده جدي از نظرات كارشناسان و صاحبنظران از جمله مواردي است كه در تدوين اين برنامه‌ها بايد لحاظ شود و آموزش و پرورش نبايد هيچگاه خود را در استفاده از اين نظرات بي‌نياز بداند.

ساعت ۲۲:۵۲ لينک
۱۸ فروردين ۱۳۸۷ .
بررسی فرارهای بزرگ در تاریخ جنایی ایران . عمومی

چاپ
Image

داستان فرار غلامرضا خوشرو معروف به خفاش شب، مهدی بلیغ معروف به آرسن لوپن ایران، ، وحید قدیمی معروف به کارلوس ایران و علی اشرف پروانه در نوع خود جالب می باشد. بازخوانی فرارهای بزرگ در تاریخ جنایی ایران این پرسش‌ها را در ذهن ما پدید می‌آورد که شهرام جزایری، چرا؟ چگونه؟ و با چه اطمینانی؟ فرار کرد
فرار شهرام جزایری در اسفندماه سال 85 و دستگیری جنجال آفرین وی در نوروز 86 یکی از بزرگ‌ترین فرارهای زندانیان سرشناس در تاریخ ایران بوده است.

به گزارش «فردا»، ویژه نامه نوروزی تهران امروز به بررسی فرارهای بزرگ از زندان های ایران پرداخته است و طی گزارشی به بازخوانی داستان غلامرضا خوشرو معروف به خفاش شب، مهدی بلیغ معروف به آرسن لوپن ایران، ، وحید قدیمی معروف به کارلوس ایران و علی اشرف پروانه پرداخته است.

در گزارش این ویژه نامه آمده است: شاید بازخوانی فرارهای بزرگ در تاریخ جنایی ایران این پرسش‌ها را در ذهن ما پدید می‌آورد که شهرام جزایری، چرا؟ چگونه؟ و با چه اطمینانی؟ فرار کرد و چرا؟ چگونه و به چه قیمتی؟ دستگیر شد.

از روز نخست فرار شهرام جزایری که سرشناس‌ترین متهم یا بهتر بگوییم محکوم علیه در پرونده‌های مفاسد اقتصادی بوده و است ابهامات بسیاری وجود داشت که پس از گذشت یک سال و با وجود دستگیری وی هنوز روشن نشده‌اند و همه مسئولان در برابر آن سکوت کرده و با کلی‌گویی ماجرا را فیصله داده‌اند. شهرام جزایری ساعت 8 و 50 دقیقه روز سه‌شنبه یکم اسفندماه سال 85 با همراهی دو مامور به جای رفتن به مکانی که کارشناسان منتظرش بودند تا بخشی از دارایی او را ارزیابی کنند به آپارتمان خود در شهرک اکباتان رفت و به دور از دیدگان دو محافظ خود، فراری شد.

از روزی که ماجرای فرار شهرام جزایری فاش شد، رفتارهای غیرعادی از سوی برخی از مسئولان قضایی و پلیسی رخ داد که همگی ناشی از شوکی بود که این فرار به وجود آورده بود.

جزایری رفت، هیچ کس تصور نمی‌کرد این جوان ثروتمند با نفوذی که در کشورهای عربی و دیگر کشورها دارد بعد از یک ماه در ایام نوروز دستگیر شده و با یک هواپیمای شخصی از کشوری عربی به ایران انتقال داده شود.

شاید اگر شهرام جزایری چهره‌ای شناخته شده در رسانه‌ها نداشت و چنین حساسیتی پشت پرونده اتهامی‌اش از سوی روزنامه‌ها نبودع حساسیت کمتری برای دستگیری‌اش وجود داشت و او با نقشه ماهرانه‌ای که در فرار از ایران طراحی کرده بود هرگز به زندان اوین باز نمی‌گشت.

شهرام جزایری با هویت جعلی و مدارک شخصی به نام وحید به دوبی گریخته و در هتلی اقامت داشت. ماموران پلیس ایران که با دستور ویژه‌ مقامات قضایی به ردیابی وی پرداخته بودند تا یک قدمی‌اش در هتل رفتند اما جزایری در لابی هتل در تماسی با پلیس امارات، ماموران ایرانی را مزاحم خود معرفی کرد، با خونسردی از هتل خارج شد و گریخت.

در مدت فرار شهرام جزایری با دستور رئیس قوه قضائیه تنی چند از مقامات قضایی که رئیس مجتمع قضایی مبارزه با مفاسد اجتماعی و رئیس زندان اوین شاخص‌ترین بودند، برکنار شدند و همدستان متهم فراری که قرار بود در ازای فراری دادن او به ثروت خوبی دست پیدا کنند، بازداشت و زندانی شدند.

هر روز بازار شایعات در خصوص فرار شهرام جزایری داغ‌تر می‌شد تا اینکه در ایام نوروز مردم در تلویزیون دیدند که هواپیمایی در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست و جوانی غمزده در حالی که دستبندی به دو دستش بود، ساکت و آرام از هواپیما پیاده شد. شهرام جزایری بازداشت شد و سناریوی فرارش خیلی زود خاتمه یافت. این متهم اقتصادی که در روستایی که جمعیت واقع در عمان ردیابی شده بود به زندان سپرده شد و دیگر حرفی به میان نیامد.

پس از گذشت 11 ماه هنوز هم کاملاً مشخص نیست شهرام جزایری چگونه گریخت و چه سرنوشتی برای او رقم خورد تا به سلولی در زندان اوین بازگردانده شد. هنوز هم خیلی‌ها در این مورد سکوت کرده‌اند. البته این لازمه یک فرار بزرگ بوده است.

فرارهای بزرگ

خبر فرار زندانیان همیشه جذاب و خواندنی بوده است و کمتر اتفاق افتاده است که یک زندانی فراری گرفتار نشود.

در تاریخ فرارهای ایران ماجرای فرار غلامرضا خوشرو معروف به خفاش شب، مهدی بلیغ، وحید قدیمی معروف به کارلوس ایران در نوع خود جالب و شنیدنی است.

خفاش شب

در سال 1376 قتل‌های سریالی زنان و دختران جوان، جنجال بسیاری به پا کرد و ترس به جان تهرانی‌ها انداخت تا اینکه خفاش شب دستگیر شد. وقتی غلامرضا خوشرو با اعترافات تکان دهنده همه جنایات سریالی را به گردن گرفت، در بررسی‌های اطلاعاتی مشخص شد. این جنایتکار در سال 1371 با وجود محکوم شدن به اعدام توانسته فرار کند.

در سال 1371 وقتی خفاش شب به خاطر سرقت مسلحانه و اذیت و آزار دختران تحت حکم اعدام بود در مسیر انتقال به دادگاه از چنگال ماموران گریخت. این مرد جانی به همراه دوستش به نام علی کریمی قرار بود اعدام شود که با فریب دادن ماموران توانست فرار کند. همدست او در اسفندماه همان سال اعدام شد اما خفاش شب تا سال 1376 باز به تبهکاری‌هایش ادامه داد و پس از 9 جنایت فجیع، ساعت 22 شامگاه پنجم تیرماه سال 76 توسط بسیجیان پایگاه شهید نظری ناحیه 10 شهری سپاه ناحیه غرب تهران در پونک بازداشت شد و ساعت 7 و 45 دقیقه چهارشنبه 23 مرداد ماه سال 1376 در چهار دیوار انبار روباز ورزشگاه آزادی واقع در سه راه دهکده المپیک به دار مجازات آویخته شد.

کارلوس ایران

«کارلوس ایران» چهره شناخته شده مطبوعات ایران در سال 59 است. او مردی هزار چهره و اسم واقعی‌اش «وحید قدیمی» بود. «کارلوس» یکی از جانیان خطرناک در تاریخ جنایی است که نامی‌های متفاوتی از قبیل رضا ناظمی، جمشید قاسمی؛ مهندس علیرضا پورکاظمی و ... داشت.

این جنایتکار با 9 فقره قتل، سرقت، کلاهبرداری، خرید و فروش مواد مخدر، خیانت‌ در امانت، جعل عنوان با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی به جرم سرقت، دستگیر شد و به زندان افتاد و در سال 1359 آزاد شد. او پس از آزادی با همدستی هم‌زندانی‌اش به نام فرامرز دژدانی ـ که در سال 1361 اعدام شد ـ به سرقت‌ها و جنایت‌های فجیعی دست زد. پس از آخرین قتل‌هایش که در تبریز رخ داد متوجه شد که عکس وی در روزنامه‌ها به چاپ رسیده است. برای هیمن از مرکز باکو به صورت قانونی و با جعل گذرنامه به ترکیه رفت. در آنجا خود را یک ارتش با درجه سرگروهی معرفی کرد ور در شهر استانبول ازدواج کرد. وقتی پسرش به دنیا آمد، دو بار به خاطر سرقت زندانی شد. سال 1371 بود که غیرقانونی به ایران برگشت و باز به 5 جنایت دیگر دست زد. او در حالی که با اتهامات قتل و سرقت‌های مسلحانه تحت تعقیب بود، به خاطر کلاهبرداری در بند 6 ندامتگاه مرکزی زندان قصر زندانی بود تا اینکه چهره‌ اصلی‌اش از بنی هزار چهره دیگر فاش شد و با حکمی از شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی محکوم به اعدام شد. در سال 1375 کارلوس ایران در زندان دست به خودکشی زد.

فرار مهدی بلیغ

آرسن لوپن ایران، مردی لاغر اندام و بسیار تیزهوش به نام مهدی بلیغ بود، او قانون را از حفظ بود به بهانه نیاز به دستشویی از سراکیپ محافظ خود خواست تا دستبند را از دستش باز کند.

وقتی این محافظ با دقت همه دستشویی را بازرسی کرد و دید راه فراری نیست به بلیغ اجازه داد تا به دستشویی برود برود غافل از اینکه آرسن لوپن ایران با کندن دریچه هواکش که تا پای ساختمان 15 متر فاصله داشت فرار خواهد کرد.

مهدی بلیغ که در زندان مواد مخدر تولید کرده و می‌فروخت با این فرار جنجال به پا کرد و مطبوعات داخلی و ارجی به آن پرداختند. آرسن لوپن ایران یک بار دیگر وقتی در عراق بازداشت شد و او را سوار قایق کردند تا به ایران بیاورند از غفلت ماموران به آب پرید و از شلیک‌های آنان توانست فرار کند، او شناکنان خود را به کویت رساند سپس وقتی به لبنان رفته بود دستگیر شد و سحرگاه 20 فروردین ماه سال 1360 به هماه 6 قاچاقچی دیگر در ناصر خسرو تهران به صورت علنی اعدام شد.

فرار پروانه

علی اشرف پروانه، یکی از مردان خطرناک و سارقان مسلح است که در جراین ترور قاضی مقدس نیز یکی از مظنونان اصلی بود. «پروانه» که خود می‌گوید خطرناک نیست در 11 سرقت مسلحانه شرکت داشت و 19 سال در مجهزترین زندان ایران که رجایی شهر بوده محبود بود. این مرد خطرناک با 3 تن از همسلولی‌هایش نقشه فرار بزرگی را طراحی کرد، آنها به سبک فیلم‌های سینمایی ابتدا نقشه زندان را به دست آوردند و از فضاهای خالی که مختص تمهیدات برق، آب و دیگر احتیاجات زندان بود، استفاده کردند و به حفاری تونلی 50 متری دست زدند تا خود را به پشت دیوارهای بلند زندان برسانند. پروانه در روز فرار وقتی یکی از زندانبانان را پیش روی نقشه ماهرانه و زحمات چندین ماهه‌اش دید او را با اسلحه‌ای هدف قرار داد و با همسلولی‌هایش توانست فرار کند. این مرد خطرناک وقتی در بخش آسفالت کاری شهرداری کار می‌کرد شناسایی و بازداشت شد، او خیلی خونسردانه حرف می‌زد و زمانی که پرسیده شد چگونه نقشه فرار را طراحی کرد و گفت: وقتی بیکار باشی، ذهنت خلاق می‌شود، در زندان چون مشغولیتی نبود تصمیم به فرار گرفتم.

او در آخرین اظهار نظر مبنی بر اینکه باز از زندان فرار می‌کند یا نه؟ گفت: «نمی‌توانم پیر شده‌ام، دیگر حوصله این کارها را ندارم و ...»

ساعت ۲۳:۲۱ لينک
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ .
چهارشنبه سوری . عمومی

جشن چهارشنبه سوري
يك دسته از جشن‌هاي اقوام آريايي، جشن‌هاي آتش است كه از ميان دو جشن سده و جشن چهارشنبه سوري از شهرت بيشتري  دارد. جشن آذرگان و جشن شهريورگان نيز از جشن‌هاي آتش بوده‌اند كه فراموش شده‌اند.
جشن سوري يا چهارشنبه سوري كه اينك در شب چهارشنبه آخر سال با مراسم و آداب ويژه‌اي برگزار مي‌شود، يكي از جشن‌هاي پرشكوه و سرشار از مراسم و شعاير بوده است.
شواهد دلالت بر آن دارد كه اين جشن از اوايل قرن هفتم هجري به دست فراموشي سپرده شد، سپس با عناويني ديگر از سده‌هاي دهم معمول شد.
هاشم رضي  در كتاب گاه شماري و جشن‌هاي ايران باستان، درباره چهارشنبه سوري مي نويسد:" ايرانيان در يكي از چند شب آخر سال جشن سوري را كه عادت و سنتي ديرينه بود، با آتش‌افروزي همگاني برپا مي‌كردند.
اما چون اساس تقسيم آنان در روزشماري بر آن پايه نبود كه ماه را به چهار هفته با نام‌هاي كنوني روزها بخش كنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنين جشني برگزار نمي‌شد. روزشماري كنوني بر اثر ورود اعراب به ايران باب شد. بي‌گمان سالي كه اين جشن به شكلي گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماري تازيان چهارشنبه نحس و بديمن به شمار مي‌آمده از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و بدين وسيله مي‌كوشيدند نحوست چنين شبي را از بين ببرند."
يكي از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوري و ساير مراسم زرتشتيان، فراهم آوردن آجيل مشكل گشاست. زرتشتيان به اين آجيل هفت مغزينه لرك مي‌گويند.
اين آجيل كه به آجيل گهنبار هم معروف است شامل هفت مغزينه يا ميوه خشك است: پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجير و خرما كه گاهي در لابه‌لاي اين آجيل تكه‌هاي كوچك نبات و نارگيل هم ديده مي‌شود. اين آجيل در مراسم مختلف زرتشتيان از جمله: آفرين گان‌ها، گهنبارها، جشن‌خواني، جشن‌نوزادي و در مراسم سدره پوشي و ساير اعياد به مدعوين داده مي‌شود.
آداب اصلي چهارشنبه سوري در سراسر خطه ايران يكي است؛ اما در برخي از شهرها، سنت‌هاي كوچكي بدان اضافه شده و بر شيريني و زيبايي آن افزوده است.
بعد از برپايي آتش در حياط خانه يا كوچه يا يك ميدان باز، در حين پريدن از روي آتش اين شعر را مي‌خوانند:

زردي من از تو  سرخي تو از من      
سرخي تو به رويم  زرديت به جون دشمنونم

به معناي دور ريختن بيماري‌ها و ناخوشي‌ها و استقبال از سلامتي و تندرستي، بعد از سوخته شدن آتش هم خاكستر به جا مانده را جمع آوري كرده، دور مي‌ريزند و كسي كه خاكستر را بيرون مي‌ريزد، بايد در بزند و از درون خانه بپرسد كيست؟

و او جواب مي‌دهد: منم ، بعد از او بپرسند: از كجا آمده‌اي؟
او جواب مي‌دهد: از عروسي سپس از او بپرسند: چه آورده‌اي؟
و او بگويد: تندرستي

يكي از مراسم ويژه جشن چهارشنبه سوري در گذشته، شكستن كوزه است. بدين معني كه در گذشته كوزه‌هاي سفالي كهنه را مي‌شكستند و كوزه‌هاي نو را جايگزين آنها مي‌كردند. در هنگام شكستن كوزه مي‌گفتند: برو، چهارشنبه نحس، برو و تمام نحوست را با خود ببر. در گذشته كم و بيش در حال حاضر، در اكثر شهرها، به خصوص روستاهاي كشورمان، در هفته آخر سال دسته‌هايي در شهر راه مي‌افتادند يكي از آنها آتش افروز بود و چهار، پنج نفر هم دست و روي خود را با زغال سياه مي‌كردند. مقداري خمير بر سر گرفته، روي آن پنبه كهنه آغشته به نفت گذاشته و آتش مي‌زدند و هر كس مشعلي به دست مي‌گرفت و با ضرب تنبك و تصنيف‌خواني دوره افتاده از هر دكان شاهي صد ديناري مي‌گرفتند و اين شعر را با شادي و شعف مي‌خواندند:
آتش افروز حقيرم  سالي يكروز فقيرم
دسته ديگر به مراسم غول بياباني با سركردگي يك مرد بلند قد دوره مي‌شدند. مرد بلندقد قواري از پوست گوسفند سياه مي‌پوشيد، عده‌اي تصنيف‌خوان گردهم جمع مي‌شدند و مي‌خواندند:
من غول بيابانم   سرگشته و حيرانم
دسته سوم دسته حاج فيروزها بودند يك نفر از قوطي‌ها و بلدهاي اين كار، لباس و كلاه قرمز مي‌پوشيد و صورتش را سياه مي‌كرد و با دايره زنگي مي‌خواند:
حاجي فيروزم بله  سالي يك روزم بله
در زمان ساسانيان هم مراسم چهارشنبه سوري برگزار مي‌شد اما به علت تقدس آتش هرگز روي آتش نمي‌پريدند بلكه به دوره اين آتش شادي و پايكوبي مي‌كردند . در برابر آتش سه يا هفت بار خم مي‌شدند و آيين نيايش به جاي مي‌اوردند سپس در كنار آتش به شادي مي‌پرداختند.

ساعت ۲۲:۲۹ لينک
۱۹ بهمن ۱۳۸۶ .
22 بهمن 1357 شمسی، سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و سقوط رژیم 2500 ساله شاهنشاهی . عمومی

ازدوازدهم بهمن تا 22 بهمن 57، ایران یکی از دوره های استثنایی تاریخ سیاسی جهان را گذرانید. در این ایام، دو دولت در یک مرکز و بدون هیچ گونه مرزبندی مواجه بودند. دولتی که پشتوانه و عامل مشروعیت خود را از دست داده و از قدرت نظامی محروم گشته و با انقلابی عظیم روبرو بود. و دولتی دیگر متکی به رهبری انقلاب توده های میلیونی مردم که به جای قدرت نظامی، تنها به ارتش مردم وابستگی داشت. با وسعت یافتن دامنه های انقلاب، قرار بر این شد که سران ارتش پهلوی، دست به کودتا زده و با به دست گرفتن قدرت، انقلاب مردمی را سرکوب سازند. از این رو از ساعت چهار بعداز ظهر روز 21 بهمن 57، حکومت نظامی اعلام شد.

پس از اعلان حکومت نظامی، حضرت امام خمینی (ره) اعلام کرد که مردم به حکومت نظامی اعتنایی نکنند. مردم نیز همچنان به یورش خود به مراکز دولتی و نظامی و انتظامی ادامه دادند و تقریباً تمام این مراکز با اندک درگیری و مقاومت، تسخیر شد و به دست مردم افتاد. این درگیری ها در روز بعد نیز به شدت ادامه یافت و در این روز هزاران زن و مرد و پیر و جوان، هر یک به اندازه توان خود برای سرنگونی نهایی رژیم ظلم و جور، کوشش کردند. آنها با سنگربندی در خیابان ها، سینه سپر کردن در برابر تانک ها و با فداکاری و جانفشانی، انقلاب را به پیروزی رساندند. نه فقط در تهران، بلکه در تمامی شهرهای ایران، درگیری مردم با بقایای رژیم شاه جریان داشت. هنگامی که خبر حرکت نیروهای نظامی از شهرهای مختلف ایران به سمت تهران برای سرکوب قیام مردم پخش شد، مردم شهرهای مسیر به درگیری با نیروهای نظامی پرداختند و با بستن راه، مانع حرمت آنها به سمت تهران شدند. برخی از فرماندهان رده بالای ارتش در این درگیری ها به دست مردم کشته شدند تا سرانجام، ارتش، بی طرفی خود را اعلام کرد.
روز سرنوشت فرا رسید و در 22 بهمن 1357، نظام پوسیده ستمشاهی فرو ریخت و ریشه های فاسد دودمان سیاه پهلوی از این کشور اسلامی کنده شد. مبارزه پانزده ساله ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی (ره) به ثمر رسید و با سرنگونی نظام 2500 ساله شاهنشاهی، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران پیروز گردید

22 بهمن، ميلاد نوين چشمه هاي آزادي و آزادگي بر دامان خونرنگ ملت، خجسته باد.

ساعت ۲۳:۱۶ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
عمومی
ورزشي
سياسي
اخبار
آموزش سخت افزار
حرف های خودمونی
مرجع خطاهای مودم
قانون تشکیلات ،وظایف و انتخابات شورای اسلامی کشور
درباره خودم
حقوق بشر
اوقات شرعی بوشهر
ویژه نامه محرم
دانستنیهای رایانه
بخش کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی
Find Blogs in English

بايگانی
شهريور ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۱
خرداد ۱۳۸۱
فروردين ۱۳۸۱
مهر ۱۳۸۰

برو به تاريخ:



صفحات
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱

درباره خودتان مطلبی بنويسيد.

مطلب اضافی دوم

ارتباط
برای تماس با نويسنده:
ict_bu@yahoo.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003